گفتمش آغاز درد عشق چیست؟
گفت آغازش سراسر بندگیست
گفتمش پایان آن را هم بگو
گفت پایانش همه شرمندگیست
گفتمش درمان دردم را بگو
گفت درمانی ندارد، بی دواست
گفتمش یک اندکی تسکین آن
گفت تسکینش همه سوز و فناست
گفتمش آغاز درد عشق چیست؟
گفت آغازش سراسر بندگیست
گفتمش پایان آن را هم بگو
گفت پایانش همه شرمندگیست
گفتمش درمان دردم را بگو
گفت درمانی ندارد، بی دواست
گفتمش یک اندکی تسکین آن
گفت تسکینش همه سوز و فناست
دلم برا کسی تنگ شده است...
که هیچکس جای خالیش را برایم پر نمیکند...
و هیچ چیز مرا از هجوم خالی او نمی رهاند...
با او خاطراتی دارم که تمام نمیشود بلکه،تمام میکند...
چقدر دلم برای تو تنگ شده است...
دلم هوایی ات شده است...
همان هوایی که هیچ وقت در واقعیت به مشامم نرسید...
خسته ام از نبودنهایت...
خسته ام از ندیدنهایت...
خسته ام